دوست
دوستان سه دسته اند : يکي مثل خوراک که هميشه بدان نياز است و آن خردمند است .
دومي چون درد و آن نادان است و سومي مثل درمان و آن صاحبدل است .
امام صادق (ع)
* ** *** **** ***** ****** ******* ******** *

برگی سبز و درشت و زیبا به انتهای شاخه محکم چسبیده بود و همچنان از افتادن مقاومت می کرد .
در این حین باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ی خشکی که می رسید ان را از بیخ جدا می کرد و با خود می برد .
وقتی باغبان چشمش به آن شاخه افتاد با دیدن تنها برگ آن ازقطع کردنش صرف نظر کرد.
بعد از رفتن باغبان مشاجره بین شاخه و برگ بالا گرفت تا بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندین بار خودش را تکاند تا این که به ناچار برگ با تمام مقاومتی که از خود نشان می داد از شاخه جدا شد و بر روی زمین قرار گرفت .
باغبان در راه برگشت وقتی چشمش به آن شاخه افتاد و بی درنگ با یک ضربه ان را از بیخ کند شاخه بدون انکه مجال اعتراض داشته باشد بر روی زمین افتاد.
ناگهان صدای برگ جوان را شنید که می گفت:
((اگر چه به خیالت زندگی ناچیزم در دست تو بود ولی همین خیال واهی پرده ای بود
بر چشمان واقع نگرت که فراموش کنی نشانه ی حیاتتت من بودم)).

