تبليغاتX
نيروهاي دروني و متافیزیک _ ورزشهای رزمی

نيروهاي مرموز وجودي انسان و دست يابي به اقتدار

ازطبیعت درس زندگی باید گرفت

 

     

دوست


دوستان سه دسته اند : يکي مثل خوراک که هميشه بدان نياز است و آن خردمند است .
دومي چون درد و آن نادان است و سومي مثل درمان و آن صاحبدل است .
امام صادق (ع)



* ** *** **** ***** ****** ******* ******** *


یک روز گرم شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند به دنبال آن برگهای ضعیف جداشدند و ارام بر روی زمین افتادند شاخه چندین بار این کار را با غرور خاصی تکرار کرد تا اینکه تمام برگها جدا شدند شاخه از کارش بسیار لذت می برد .
برگی سبز و درشت و زیبا به انتهای شاخه محکم چسبیده بود و همچنان از افتادن مقاومت می کرد .

در این حین باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ی خشکی که می رسید ان را از بیخ جدا می کرد و با خود می برد .

وقتی باغبان چشمش به آن شاخه افتاد با دیدن تنها برگ آن ازقطع کردنش صرف نظر کرد.
بعد از رفتن باغبان مشاجره بین شاخه و برگ بالا گرفت تا بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندین بار خودش را تکاند تا این که به ناچار برگ با تمام مقاومتی که از خود نشان می داد از شاخه جدا شد و بر روی زمین قرار گرفت .

باغبان در راه برگشت وقتی چشمش به آن شاخه افتاد و بی درنگ با یک ضربه ان را از بیخ کند شاخه بدون انکه مجال اعتراض داشته باشد بر روی زمین افتاد.
ناگهان صدای برگ جوان را شنید که می گفت:

((اگر چه به خیالت زندگی ناچیزم در دست تو بود ولی همین خیال واهی پرده ای بود
بر چشمان واقع نگرت که فراموش کنی نشانه ی حیاتتت من بودم)).

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385 ساعت 1:28  توسط بابك  | 

 

اين همه آموزش توپ !