غلبه بر غرور
چيزي كه ما را ضعيف مي كند ، احساس رنجش نسبت به كردار و سوء كردار همنوعان ماست . خود بزرگ بيني ما سبب مي شود كه بيشتر ايام زندگي مان را از كسي رنجيده باشيم .
اگر كسي ذره اي غرور داشته باشد وقتي با او طوري رفتار كنند كه احساس كند آدم بي ارزشي است ، خرد مي شود .
ما بدون خود بزرگ بيني آسيب ناپذير هستيم . و غلبه به خود بزرگ بيني تلاش و كوشش زيادي مي خواهد ، با ملايمت نمي توان به جنگ خود بزرگ بيني رفت . گاهي وجود يك استاد ورزيده كه پيروزي و موفقيت رهروانش را بر خود بزرگ بيني خود ترجيع مي دهد ، مي تواند ما را در اين راه برزگ خودشناسي پيروز نمايد . البته رهرو تا بر خود بزرگ بيني اش غلبه نكرده و كارها و رفتارهاي دوستان و استادش نامانوس است ممكن است رنجيده خاطر گردد ولي يكي از راههاي مقابله با خود برزگ بيني و غرور رودررو شدن با مسائلي است كه غرور انسان را خرد مي كند و از بين مي برد .

